moshavereh-khanevadeh

مشاورۀخانواده عضو امین خانوادۀمحترم شما است

moshavereh-khanevadeh

مشاورۀخانواده عضو امین خانوادۀمحترم شما است

#آثار-شناخت-امام-زمان«عجّ»


gol.all444xw5.gifgol.


#سلام-بدون شک اعتقاد به اصول توحید، نبوت و معاد، بدون ایمان به ولایت امیرالمومنین(علیه‌السلام) ارزشی ندارد؛ همان‌طور که نماز و حج و دیگر عبادات، بدون ولایت اهل‌بیت‌(علیهم‌‌السلام) ارزش چندانی ندارند. همه این اعتقادات و عبادات اگر انجام شود و انسان به ولایت اهل‌بیت(علیهم‌السلام) نیز ایمان داشته باشد، ولی امام زمان خویش را نشناسد، از هیچ یک از معتقدات خود، حتی از ولایت ائمه قبل نیز بهره‌مند نخواهد گردید.

بهترین سند بر ادعای فوق، روایت مشهوری است که اهل سنت و شیعه آن را نقل نموده و بر آن اعتماد کرده‌اند و آن اینکه پیامبر اکرم(صَلَّی‌الله‌ُعَلَیه‌ِو‌َآِلهِ وَسَلَّم) فرمودند: «کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است».[1]
منظور از جاهلیت در این روایت، ایام کفر و ضلالت قبل از اسلام است. بنابر‌این معنای حدیث چنین خواهد شد: اگر مسلمانی _ یعنی کسی که توحید و نبوت و قرآن و قیامت و دیگر مبانی دین را پذیرفته و به واجبات دین اهتمام نموده است _ بمیرد و امام معصوم زمان خویش را نشناخته باشد، او نامسلمان مرده و دین او همان کفر و ضلالت کفار و مشرکین قبل از اسلام تلقی خواهد شد و از اسلام، توحید، نبوت، تقوی و عبادت خود نفعی نخواهد برد.

لفظ جاهلیت، در این نقل از حدیث، توصیف روشن‌تری یافته است.
راوی گوید: از امام صادق(علیه‌السلام) پرسیدم: آیا رسول خدا(صَلَّی‌الله‌ُعَلَیه‌ِو‌َآِلهِ وَسَلَّم) فرموده‌اند: «کسی که بمیرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است؟» امام فرمودند: «آری»؛ عرض کردم: «این جاهلیت به معنی جاهلیت ایام نادانی قبل اسلام است، یا منظور جاهلیت عدم آشنایی با امام می‌باشد؟»
یعنی آیا جاهلیت چنین کسی در همه زمینه‌ها و مطلق بوده و یا در محدوده خاص امامت بوده، به دیگر محدوده‌های دین لطمه نمی‌زند؟ امام فرمودند: «جاهلیت کفر و نفاق و ضلال؛ جاهلیت او از سنخ جاهلیت کفار، منافقین و گمراهان است».[2] یعنی، جاهلیت، مطلق است. گمراهی از امامت مساوی با گمراهی در تمامی مبانی دین خواهد بود.

پس علاوه بر معرفت اصل ولایت و شناخت حق اهل‌بیت(علیهم‌السلام) ما موظف به معرفت و اطاعت و تسلیم در برابر امام زمان‌مان نیز هستیم و معرفت ولایت، ما را بی‌نیاز از معرفت آن حضرت نخواهد کرد.
محمد بن تمام گوید: به امام صادق(علیه‌السلام) عرض کردم: «فلان کس از دوستان شما اهل‌بیت است... ولی او به ولایت امیرالمومنین(علیه‌السلام) ایمان داشته، اوصیای آن حضرت را نمی‌شناسد. امام فرمودند: او گمراه است؛ او مانند کسی است که به نبوت عیسی اقرار کرده ولی نبوت پیامبرِبزرگوار اسلام(صَلَّی‌الله‌ُعَلَیه‌ِو‌َآِلهِ وَسَلَّم) را انکار کند یا نبوت پیامبر اکرم(صَلَّی‌الله‌ُعَلَیه‌ِو‌َآِلهِ وَسَلَّم) را پذیرفته و نبوت عیسی را انکار نماید. ما به‌خدا پناه می‌بریم از کسی که حجتی از حجج الهی را انکار نماید».[3]

فرد دیگری نیز از امام صادق(علیه‌السلام) می‌پرسد: «کسی که به ائمه قبل معرفت داشته، ولی فقط امام زمان خویش را نمی‌شناسد، آیا چنین کسی مومن است؟ فرمودند: خیر».[4]
راوی از امام صادق(علیه‌السلام) پرسید: «فردی است که به ولایت شما قائل بوده از دشمن شما بیزار است، حلال و حرام شما را مراعات می کند و معتقد است که امامت با شما خاندان است و به خاندان دیگری تعلق ندارد، ولی می‌گوید: در اینکه کدام‌یک از افراد این خاندان امام هستند، امری اختلافی است و اگر آنها اجتماع کرده او را امام بنامند، من نیز به امامت او معتقد خواهم بود! وضعیت او چگونه است؟ امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: اگر بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است».[5]
نکته این بحث در این است که بنا بر روایات، انکار یکی از ائمه در حکم انکار جمیع آنها و در حکم انکار رسول خدا(صَلَّی‌الله‌ُعَلَیه‌ِو‌َآِلهِ وَسَلَّم) می‌باشد و چنین کسی قطعا گمراه و منحرف خواهد بود.[6]

شاعر بزرگ اهل‌بیت، سید حمیری که شیعه بوده، ولی از پیروان کیسانیه بود[یعنی بعد از حضرت امام حسین(علیه‌السلام) به امامت برادر آن حضرت محمد حنفیه معتقد بود]، با وجود همه اشعاری که در حق اهل‌بیت(علیهم‌السلام) داشت و مبارزه ادبی که با دشمنان آنان می‌نمود خبر‌دار شد که امام صادق(علیه‌السلام) او را کافر نامیده‌ است. نزد آن حضرت آمد و عرض کرد: «آیا من، با همه محبتی که با شما داشته، با دشمنان شما مخالفت می‌نمایم. آیا من هم کافرم؟ امام فرمودند: در حالی که تو  به امام زمانت ایمان نداری، اعتقادات به ولایت ائمه قبل و محبت تو به ما و دشمنی با دشمنان، برای تو سودی نخواهد داشت. آن‌گاه حضرت او را به سر قبر محمدبن‌حنفیه بردند، محمدبن‌حنفیه زنده شد به امامت امام صادق(علیه‌السلام) اعتراف کرد و سید حمیری از اعتقاد سابق خود دست برداشته و به امامت حضرت اقرار کرد گردید. و قصیده رائیه خود را سرود».[7]

امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: «کسی که به امامت پدران من اقرار نموده، امامت فرزندان(معصوم) من‌را نیز بپذیرد، ولی مهدی را که از فرزندان من خواهد بود انکار کند، مانند کسی است که نبوت جمیع انبیا را پذیرفته، نبوت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) را انکار نماید».[8]
رسول اکرم(صَلَّی‌الله‌ُعَلَیه‌ِو‌َآِلهِ وَسَلَّم) نیز فرمودند: «کسی که در ایام غیبت مهدی(عجل‌‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) از فرزندان من، او را انکار نماید و بمیرد، به مرگ جاهلیت (یعنی غیر‌مسلمان و کافر و گمراه) از دنیا رفته است».[9]

در نتیجه: در عصر ما شناخت امام زمان حضرت مهدی(عجل‌‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) از لوازم ایمان و سعادت اخروی انسان و قبول اعمال اوست. این اعتقاد است که او را از شفاعت ائمه و دیگر ثمرات دینی، بهره‌مند می‌سازد.

_______________________________________
پی‌نوشت
[1]. این روایت را احمد حنبل در 3 موضع از کتاب مسند، ج2، ص83، و ج3، ص446، و ج4، ص96؛/ و  بخاری در صحیح، ج5، ص13؛/ و مسلم در صحیح رقم 1849؛/ و ابوداود در مسند، ص259 نقل نموده‌اند. بیش از بیست کتاب دیگر از کتب اهل سنت آن را نقل کرده‌اند. در کتب شیعه مرحوم علامه مجلسی این روایات را در بحار الانوار، ج23، باب4، طی چهل حدیث گوناگون جمع کرده است.
[2]. کافی، ج1، ص377، ح3.
[3]. بحارالانوار، ج23، ص97-98، ح5.
[4]. کمال الدین، باب39، ص41، ح3.
[5]. الغیبه نعمانی، صص133 تا 135، ح16 و 17 و 19.
[6]. بحارالانوار، ج23، باب5.
[7]. بحار، ج47، ص320، ح11.
[8]. کمال الدین، ص411، ح5 و 6.
[9]. کمال الدین، ص413، ح12.
استفاده شده از کتاب آثار اعتقاد به امام زمان(عجل‌‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) نوشته هادی قندهاری .

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.